با نگاهی به وضعیت کنونی تهاجم دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی به ایران

درس اول: غایت جنگ از بین بردن امکان بقای یک ملت است. خام نشوید و تردید نکنید. هدف نهایی ویرانی است و اگر شرایط اقتضا کرد، تجزیه کشور. اینکه تحلیل‌گران تلویزیونی بعدها بگویند «البته می‌دانید نیت خوب بود (تغییر رژیم، بشردوستی و چه) اما حیف که درست پیاده نشد»، دروغ بی‌شرمانه‌ای است. هدف از بین بردن توان جامعه برای ادامه حیات مستقل است. صنعت و پالایشگاه و نیروگاه و کارخانه و انسجام اجتماعی و نیروی متخصص را برای همین اول می‌زنند و یا سرمایه‌های انسانی و اقتصادی کشور را تشویق به مهاجرت و فرار می‌کنند.

درس دوم: خطرناک‌ترین صدا، صدای دشمن خارجی نیست، بلکه صدای هم‌وطن بی‌مسئولیت، ناآگاه و سفله‌ای است که بر کنار نشسته و برای بمب‌ها دست تکان می‌دهد و بوسه به سمت پنتاگون می‌فرستد. کارکرد رسانه‌چی‌ها، فعالان حقوق بشر و دغدغه‌مندان دموکراسی و تبعیدی‌ها جعل مشروعیت برای بمب است. دست‌کم‌شان نگیرید. توی ذهن کسی که بمباران مدارس، دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها، نیروگاه‌ها و غیره را توجیه کرده و ضروری جلوه می‌دهد، بگویید.

درس سوم: حاکمیت یک مفهوم انتزاعی نیست؛ یکی از کارویژه‌های حاکمیت، جلوگیری از سلطه خارجی است. می‌شود حکومت را سرنگون کرد و کشور را هم‌زمان باخت. این یک واقعیت مسلم است که ممکن است شرایط آنگونه که شما خیال‌پردازی می‌کنید پیش نرود. اول باید مستقل بود تا بعد بتوان بر سر آزادی نزاع کرد.

درس چهارم: خطرناک‌ترین توهم «از این بدتر نمی‌شود» است. چرا می‌شود؛ حتی خرابه را می‌شود خرابه‌تر کرد. این جمله عموماً از دهان کسانی بیرون می‌آید که اتفاقاً نه فقر و نابرابری را به جان درک کرده‌اند و نه از درون آن کشور زندگی می‌کنند. سقوط خطی نیست؛ کف بسیار پایین‌تر از تصور ماست. شأن و کرامت انسانی را نمی‌شود با چیزی تاخت زد. بدتر از کشور تمرکزگرا، کشور ضعیف و کشور فروپاشیده در خود است. نمونه‌های معاصر لیبی، عراق، افغانستان، سوریه، سودان، سومالی و غیره پیش چشم ماست؛ کشورهایی که قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی با دستکاری رسانه‌ای افکار عمومی و جنگ شناختی و ترکیبی، با همراهی گروهی از مردم همین کشورها و در فرآیندی یک یا دوماهه پس از تضعیف قدرت و تحمیل جنگ داخلی به آنان و کشتار میلیون‌ها نفر، به این وضعیت رسیدند. مردم آن‌ها اکنون با تردید به اصل کمک از خارج و دلایل این کمک‌ها می‌نگرند.

درس پنجم: برای امپریالیسم و سلطه‌گر ضرورتی ندارد هم‌زمان پیروز، موفق و محبوب باشد. کافی است نگذارد بدلیلی زنده بماند. یوگسلاوی قرار نبود به بهشت سرمایه‌داری تبدیل شود؛ همین که دیگر وجود نداشته باشد کفایت می‌کرد.

ترامپ و نتانیاهو پیش از تهاجم به ایران برای مشروع جلوه دادن جنایات خود، بر ضرورت کمک به مردم ما برای دستیابی به آزادی و یک حکومت شایسته تأکید می‌کردند، اما به‌تدریج با تهاجم به مدارس، دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها، نیروگاه‌ها و غیره، نقاب تزویر از چهره خود برگرفتند و با تأکید بر هدف خود مبنی بر دستیابی به نفت ایران و تضعیف کشور، صرف‌نظر از شرایط مردمی که به آن‌ها وعده کمک داده شده بود، اهداف غایی خود را نشان دادند.

به‌ هوش باشیم که دشمن در همین نزدیکی به گوش است تا اهداف خود را محقق کند. 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *